الشيخ المنتظري
391
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
بر مقام بلند نجات و كرامت است . « شرف » به معناى مقام بلند و مرتبه والاست ; كسى كه راستگو است بر مقام بلند نجات و كرامت قرار دارد . « و الكاذب على شفا مهواة و مهانة » و دروغگو بر لب پرتگاه سقوط و خوارى است . « شفا » به معناى لب ، « مهواة » به معناى پرتگاه ، و « مهانة » به معناى خوارى است . « وَلاَتَحَاسَدُوا ، فَاِنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الاِْيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ » ( و بر يكديگر حسد نبريد ، زيرا حسد ايمان را مىخورد آن چنان كه آتش هيزم را مىخورد . ) « لاتحاسدوا » از باب « تفاعل » و طرفينى است ، يعنى نسبت به يكديگر حسد نورزيد ; براى اين كه « الحسد يأكل الايمان » حسد ايمان را مىخورد ، « كما تأكل النّار الحطب » آن چنان كه آتش هيزم را مىخورد . همين طورى كه آتش هيزمها را تمام مىكند ، حسد هم ايمان انسان را مىسوزاند و از ميان مىبرد . « وَلاَتَبَاغَضُوا فَاِنَّهَا الْحَالِقَةُ » ( و با يكديگر دشمنى نكنيد ، زيرا دشمنى باعث زوال هر خير و بركت است . ) « تباغضوا » هم مانند « تحاسدوا » از باب « تفاعل » و طرفينى است . « حالقة » از مادّه « حلق » به معناى تراشنده است ، « حلاّق » هم از اين مادّه و به معناى سرتراش است . مىفرمايد : نسبت به همديگر بغض و كينه توزى نداشته باشيد ، براى اين كه كينه توزى موجب تراشيده شدن ايمان مىشود . « وَاعْلَمُوا اَنَّ الاَْمَلَ يُسْهِى الْعَقْلَ ، وَيُنْسِى الذِّكْرَ ، فَأَكْذِبوُا الاَْمَلَ ، فَاِنَّهُ غَرُورٌ ، وَصَاحِبُهُ مَغْرُورٌ » ( و بدانيد كه آرزو موجب اشتباه عقل ، و فراموشى از ياد خدا مىگردد ، پس آرزو را دروغ انگاريد ، زيرا آرزو فريب دهنده ، و آرزومند فريب خورده است . ) « امل » معمولا به آرزوهاى دور و دراز گفته مىشود ، و درجه قبل از آن را « رجاء » مىگويند . به هرحال آرزوها تمام شدنى نيستند و انسان را به خود مشغول مىكنند ; آقا تازه ازدواج كرده و هنوز زندگى درستى ندارد ، تلاش مىكند منزل تهيّه كند ،